
بسلامتی پسری که
از خونه قهر کرد زد بیرون، رفت خونه رفیقش شش ماه موند
بعد شش ماه سر کوچه به ی دختر متلک انداخت
رفیقاش گفتن این خواهر همون پسریه که تو رو شش ماه تو خونش راه داد،
پسره میره پیش رفیقش میگه شرمنده من به خواهرت متلک انداختم نمیدونستم خواهرته،
رفیقش که در حال خوردن عرق بود میگه بشین و بزن بسلامتی رفیقی که شش ماه تو خونم بود ولی نفهمید خواهرم چه شکلیه ....
نظرات شما عزیزان:
